ازهمه شماعزیزان بخاطرنظرات خوب وسازنده کمال تشکروقدردانی رادارم امابدلیل امتحان وکالت وارشد ومحبوس شدنم برای مطالعه چندماهی هیچ فعالیتی نداشته وندارم .ایشاله بعد امتحان .بدرود
سالها افتخار این راداشتم تا در کنار فرزندی از خانواده ایثارو وفا .ازخانواده زلال شهدا درس بخوانم ودرس ایثار ومقاومت ووفاداری به اسلام وقران را بیاموزم
سالها در کنارش قوت قلب می گرفتم .احساس آرامش میکردم ورازهایم رابااو در میان میگذاشتم
آری او تنها تکیه گاهم بود .به کازرون که می رفتم اول به سراغ او می رفتم و وجود نازنین برادرم مرحوم محمد نوروزی را در وجود اومی دیدم ..
آری اوکسی نبود جزیدالله عظیمی .همان که افتخار همه ما بود .مهربان بود .دلسوز بود وبه کوچک وبزرگ احترام میگذاشت
اصلا فکر نمیکردم که به این زودی ماراتنها بگذاری
الهی نیک میدانم که خوبان همه را سمت خودت میخوانی از شهیدان عزیزی چون هدایت الله عظیمی .امیدعلی حسن پور .رمضان جعفری .کرامت ابراهیم پور .محمد باقر جعفری .مسعود عظیمی.حکمت نوروزی گرفته تا محمد نوروزی .حسین جهانبخشی .مسلم جهانبخشی .اشکان عظیمی.حمید محمدی .محمدحسینی .محمد موسوی .محمد جهانبخشی .کرامت احمدی .سامان احمدی .عنایت ابراهیم پور و......................حال هم که یدالله عظیمی راازما جدا کردی
اما ای خدای مهربان از تو میخواهم که روح این جوانان ما رابا روح جوانان دشت کربلا محشور بگردانی وصبری جزیل وعمری طویل به خانواده این عزیزعطابفرمایی الهی امین
آری .یدالله عظیمی هم رفت .همان جوان با مرام با معرفت .خاکی .
روز جمعه 1388/9/6ساعت 7شب درحالی که همگی از عروسی عبدوئی به سمت کازرون بر میگشتیم مرحوم یدالله که از همه ما جلو تر بودباپژو206خودش بر اثر لغزندگی جاده به اتوبوس مسافربری کازرون -شیراز برخورد کرد وپس از چند دقیقه چشم از جهان فرو بست وبه دیارابدی شتافت
روزشنبه هم تشییع جنازه آن مرحوم بود که همه دوستان زیر رگبار باران حضور داشتند واورا به خاک سپردند
ضمنا به اطلاع همه دوستان میرسانم که مراسم هفتمین روز در گذشت جوان ناکام یدالله عظیمی روز پنج شنبه از ساعت 2الی 4بعداز ظهر در مسجد سیدالشهدای روستای عبدوئی برگزار میگردد حضور شما سروران گرامی گرامی تسلی بخش خاطر بازماندگان خواهد بود
-بالاتر از ساقی" چاه برفی وجود دارد که همه ساله برفهای زمستان وارد آن میشود ومردم عبدوئی وتوریستها در تابستان از برفهای ذخیره شده استفاده میکنند
اما در گذشته اهالی عبدوئی در تابستان برفها را با الاغ وقاطر به کازرون می اوردند وبه فروش میرساندند
.از نکات قابل توجه این مناطق آبهای بسیار سرد وخنک میباشد
-اسامی سرحدهای عبدوئی به ترتیب دوری از عبدوئی وچشمه های آن
۱-دره (پاریو) ۲-پای اب (اسم چشمه :آب شیخی )۳ -کمسوز (اسم چشمه :آب دلنی)۴-ساقی ((چشمه:آب کله برت )۵- سرحد (چشمه :آب بهریدک وآب دره چنار )
مرحوم محمد نوروزی در دی ماه ۵۹ در روستای عبدوئی از توابع شهرستان کازرون دیده به جهان گشود
پس از دوران طفولیت وارد مقطع ابتدائی شد ودر این دوران نفراول مدرسه ودر راهنمایی هم همینطور ودر دبیرستان شهید بهشتی روستای کلانی جز ۳نفر اول بود پس از اخذ دیپلم بلافاصله به سربازی رفت تا پس از دوران مقدس سربازی وارد دانشگاه شود اما چند ماه پس از خدمت در تاریخ ۳/۸/۷۹در حالی که بیمار وناتوان بود به منزل برگشت وآن جوان رعنای ۸۰/۱متری و۸۰ کیلویی به یک انسان لاغر وناتوان تبدیل شده بود پس از دیدن این وضع بلافاصله برادرم را به بیمارستان ولی عصرکازرون بردم تا اینکه در غروب روز پنج شنبه مورخه ۵/۸/۷۹ساعت۶مصادف با مبعث حضرت محمد ناگهان آهی کشید وخاموش شد
(خدایا به حق مظلومیت فاطمه زهرا هیچ برادر وخواهر جوانی را از خانواده ها نگیر چون ما تجربه کردیم خیلی سخته )
علت مرگ داداشم: سختی وزحمت دوران آموزشی وپاره شدن غده پانکراس به قول دکترا
دیروز هم مورخه ۴/۷/۸۹درپادگان احمد بن موسی شیراز همزمان با روز سرباز مارا هم دعوت کردند وجوایزی هم به پدرم اهدا کردند
برای شادی روح تمامی اموات خودتان وبنده حقیر اجماعا صلوات
روحش شاد ویادش گرامی